برسی تهمتی که به علمای شیعه نسبت داده شد که آنها اعتقاد دارند قرآن تحریف شده:

1- علامه مجلسی صاحب تالیف کتاب ارزشمند بحار الانوار :

إنّ الأخبار التي جاءت بذلك أخبار آحاد لايقطع على الله تعالى بصحّتها ، فلذلك فيها ولم نعدل عمّا في المصحف الظاهرعلى ما أمرنا به حسب ما بيّناه .. . . » ([1]  بحار الأنوار 89 : 75)

روایاتی که دال بر تحریف قرآن هستند همگی خبر واحد هستند و ما یقین به صحت آنها نداریم و بهمین خاطر ما توقف کرده و قرآن را رها نمیکنیم بنا بر آنچه که به آن امر شدیم ... (این کلام صریحا دلالت بر این دارد که علامه معتقد بر صحت قرآن بوده)

2- فیض کاشانی :

كذلك كلّ ما ورد من هذا القبيل عنهم عليهم السّلام ، فإنّه كلّه محمول على ما

قلناه ، لأنّه لو كان تطرّق التحريف والتغيير في ألفاظ القرآن لم يبق لنا اعتماد

على شيء منه ، إذا على هذا يحتمل كل آية منه أن تكون محرّفة ومغيّرة ، وتكون على

خلاف ما أنزله الله ، فلا يكون القرآن حجّة لنا ، وتنتفي فائدته وفائدة الأمر

باتّباعه والوصية به ، وعرض الأخبار المتعارضة عليه » .

ثم استشهد - رحمة الله تعالى - بكلام الشيخ الصدوق المتقدّم ، وبعض الأخبار (الوافي 1 : 273 - 274  ) .

وقال بتفسير قوله تعالى : ( وإنّا له لحافظون ) : « من التحريف والتغيير والزيادة

والنقصان » (الأصفى في تفسير القرآن : 348  ) .

همچنین روایاتی که دال بر تحریف هستند را باید تاویل کرد چراکه اگر اینگونه نباشد دیگر اعتماد از قرآن سلب میشود ....

و ایشان در تفسیر آیه انا له لحافظون گفته است منظور حفظ قرآن از تحریف می باشد .

3- شیخ مفید :

وقد قال جماعة من أهل الإمامة : إنه لم ينقص من كلمة ، ولا من آية ،

ولا من سورة ، ولكن حذف ما كان مثبتاً في مصحف أمير المؤمنين عليه السّلام من

تأويله ، وتفسير معانيه على حقيقة تنزيله ، وذلك كان ثابتاً منزلاً وإن لم يكن من

جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز .

وعندي أنّ هذا القول أشبه من مقال من ادّعى نقصان كلم من نفس القرآن على الحقيقة

دون التأويل ، وإليه أميل ، والله أسأل توفيقه للصواب

عده ای که از اهل امامیه بوده اند گفته اند از قرآن هیچ چیزی کم نشده فقط از نسخه امیر المومنین علی علیه السلام چیز هایی حذف شده که اصلا جزء آیات نبوده اند (یعنی از تفسیر و تاویل آیات قران که در نسخه امیر المومنین بوده کم شده لکن اصلا کم شده ها جزء قرآن نیستند و قران مصون از تحریف است) و این نظر مصونیت عدم تحریف کتاب خدا نزد من بهتر است و از خدا توفیق می خواهم. (أوائل المقالات في المذاهب المختارات : 55 - 56 .)

4- طبرسی:

ويقول الشيخ الفضل بن الحسن أبو علي الطبرسي ، الملقّب بأمين الإسلام - المتوفّى

سنة 548 - ما نصّة : « . . . ومن ذلك الكلام في زيادة القرآن ونقصانه ، فإنّه لا يليق

بالتفسير ، فأمّا الزيادة فمجمع على بطلانها ، وأمّا النقصان منه فقه روى جماعة من

أصحابنا وقوم من حشوية العامة : إنّ في القرآن تغييراً ونقصاناً . . .

والصحيح من مذهب أصحابنا خلافه ،

کلام درباره تحریف قرآن ناشایست است زیرا درباره زیادت اجماع بر عدم آن و درباره نقصان هم روایاتی است (که تاویل میشود) و صحیح نزد شیعه عدم تحریف قرآن است.

اینها نمونه ای از علمایی بود که گفته بودید اعتقاد به تحریف قرآن دارند .

اما اکثر این اشخاص فقط روایاتی را نقل کرده اند که در مورد تحریف قرآن است و نگفته اند قرآن تحریف شده و اگر فقط بخاطر نقل روایاتی که دلالت بر تحریف قران باشد دلیل بر این اعتقاد باشد پس بسیاری از علمای سنی مذهب هم باید همین عقیده را داشته باشند زیرا روایاتی را نقل کرده اند که دلالت بر تحریف قرآن میکند...