معیار های انتخاب شغل 4
چه شغلی انتخاب کنیم؟آیا هرکاری ارزش دارد؟ چه کار هایی باید انتخاب کنیم؟معیار انتخاب کار چیست؟
این مطلب را تا اخر بخونید.تا جواب سوال ها را به دست بیارید.
۱- بركات كار و تلاش در زندگى
ايجاد شغل بركاتى دارد وسيله سلامتى فرد، سلامتى جامعه، حفظ آبرو، ازدواج، اميد، كاهش مفاسد، كاهش اعتياد، اينها گوشهاى از بركات شغل است، افرادى كه كار مىكنند سالمتر هستند. زنهاى روستايى و زنهاى شهرى كه بسيارى از كارهايشان را با دست مىكردند بدنشان يعنى عمومشان نه حالا دانه به دانه حساب نكنيم معمولًا مردها و زنهاى روستايى سالمتر از شهرىها هستند چون كار بيشترى مىكنند، كار سبب سلامتى است، سلامتى جامعه، جامعهاى كه آد ... آدمهايش كار داشته باشند آن جامعه سالمتر است چون آدم بيكار براى همديگر نقشه مىكشد، توطئه مىكند، عمرش چراگاه شيطان است. ام سلمه توى خانه كار مىكرد. زن پيغمبر (ص) گفتند تو زن پيغمبرى چرا كار مىكنى؟ اين بانوى عزيز فرمود اگر زن بيكار باشد شيطان ميدان فتنه برايش باز است مثل خلوت كردن يك دختر و پسر نامحرم يا زن و مرد اجنبى توى خانه اين شيطان راه نفوذش باز مىشود. بنابراين اگر خواسته باشيم جامعه براى همديگر افرادش برنامههاى بد نكشند و به هم خوشبين باشند كينهها ... وقتى من كار دارم پول دارم شما هم كار دارى، پول دارى، دليلى ندارد من نسبت به شما حسادت بورزم، آنچه شما داريد با يك خورده كم و زياد من هم دارم بنابراين وقتى مردم كار داشتند شغل دارند جامعه فاس ... سالم است. خيلىها ازدواج نمىكنند بخاطر اينكه كار ندارند يعنى ببينيد اگر يك سرمايهدار دو تا جوان را برايشان ايجاد كار بكند خيلى هم سرمايهدار، داريم همينطور مىبيند اه زمين گران شده، بدون اينكه هيچ كارى بكند. بسيار هستند سرمايهدارهاى عادّى كه مىتوانند ايجاد شغل كنند.
2- ايجاد شغل، زنده كردن يك انسان است
خلاصه ايجاد شغل شايد بشود گفت چون آيه قرآن داريم:
«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً» (مائده/ 32) آيه قرآن است، در حديث هم آمده است: «مَنْ أَحْيَا نَفْساً فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً» (كافى/ ج 4/ ص 57) يعنى هر كس يك نفر را زنده كند انگار همه مردم كره زمين را زنده كرده، كار دادن به يك جوان زنده كردن يك جوان است، زنده كردن يك جوان قرآن مىفرمايد مساويست با زنده كردن همه مردم كره زمين آيهاش را يكبار ديگر بخوانم: «مَنْ أَحْياها» احياء كند يعنى زنده كند يك نفر را «فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً» انگار همه مردم را ... حيف نيست انسان مىتواند يك جوان را زنده كند، پولش راكد باشد، دنبال ربا برود اين مال ايجاد شغل و اگر دولت بتواند اين كار را بكند چه خوشبين به نظام، چه خوشبين به اسلام، چه خوشبين به دين، خوب منتهى در اينجا هم اين جمله را بگويم با كمال تأسف هر كس مىخواهد يك شغلى درست كند اينقدر قوانين- چه مىگويند؟- پاگير، اينقدر قوانين هست كه زجركشش مىكنند يعنى فرض كنيد يك كسى پولى دارد مىخواهد يك جايى كار بكند اينقدر مقررات هست كه اين طرف مىگويد بابا مگر خلم؟! پولت را بده ربا خودت را درگير مىكنى با هزار و يك مشكل. اگر ما بدانيم كار چقدر ثواب دارد مشكلاتش را تحمل مىكنيم همينطور كه زنها مىدانند اولاددارى چقدر خوبه مشكل درد زايمانش را تحمل مىكنند. از طرفى هم دولت هم مىتواند خيلى از اين پيچها را باز كند، خيلى از اين پيچها را مىتواند باز كند.3- آموزش شنا در كنار تيراندازى
ما يك وقت يك نامه نوشتيم به مقامات بالا كه چرا سربازهاى ما توى پادگان شنا ياد نمىگيرند؟ آموزش تيراندازى اجبارى است ولى آموزش شنا اجبارى نيست چرا؟ و حال اينكه شما دكمه كامپيوتر را بزن تمام حديثهايى كه مىگويد به جوانها تيراندازى ياد گيريد، كنار تيراندازى مسأله شنا را هم گفته. اصلًا حديثى من تا حالا نديدم كه بگويد:
«عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ الرِّمَايَهَ» بچههايتان را تيراندازى ياد بگيريد تمام روايتها مىگويد: «عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ السِّبَاحَهَ وَ الرِّمَايَهَ» (كافى/ ج 6/ ص 47) يعنى هم تيراندازى، هم شنا ... آن وقت كشورى كه بالاى آن آب است شمالش، پاييناش هم آب است، جنوب، كشورى كه اين ور و آن ورش آب است (اين طرف و آن طرفمان آب است) آن وقت جوان مىافتد توى آب مثل آجر مىرود پايين و شنا بلد نيست. ما به همان دليلى كه دشمن هوايى داريم، دشمن خاكى داريم، دشمن آبى هم ممكن است داشته باشيم، بنابراين آموزش شنا اين هم جزو آموزشها باشد. اين رفت گردش كار، گردش كار كه شد يك مرتبه سردارها و تيمسارهاى سپاه و ارتش ما را دعوت كردند آن نفرات دانه ... آن قلّهها، بالاترين مقامات گفتند خوب شما هدفت چيست؟ گفتم هيچى هدفم اينكه ... ش ... هدف نمىخواهد شنا ياد ... منظور؟ بودجه گفتند آقا ما برآورد كرديم چند ميليارد پول مىشود گفتم چه جورى برآورد كرديد؟ گفت حساب كرديم هر دو هزار تا سرباز يك استخر مىخواهد عرضش، طولش، آبش، تصفيهاش، سقفش، چى، چى، چى. گفتم نه آقا هيچى. گفت چه جورى؟ گفتم وقتى دفترچه سربازى مىدهيد اعلام كنيد كه هر سربازى شنا بلد است يك ماه زودتر مرخص مىشود يا دو ماه زودتر اين سرباز آن وقتى كه الّافه، خودش مىرود با پول خودش شنا ياد مىگيرد، همه بچه شنا بلد است هم بودجهاى بر دولت ... گفتندها! راست مىگويى خنديدند، پا شدند (بلند شدند) رفتند. (ولى گاهى وقتها مىشود يك طرحى را مفت، مفت، مفت آنكه مهم است يك جوهر است. اگر از من سؤال كنند آقاى قرائتى بهترين مدير در جمهورى اسلامى كيست؟ من كسى مىگويم كه به ذهن احدى نمىآيد، به ذهن احدى نمىآيد كه بهترين م ... مد ... مدير توى كشور او باشد حالا يك كلمه يك كلمه مىنويسم ببينيد مىفهميد؟ معلوم نشد كيه؟ ابوترابى بهترين مدير در جمهورى اسلامى است چطور؟ چون يك دانه خودكار، پيچ گوشتى، يك ورق كاغذ، و يك چراغ قوه نداشت. 80 هزار اسير كتك خورده را 10 سال رهبرى كرد، ضعيفترين مدير كيه؟ آن را ديگر غيبت مىشود بگويم دور تا دورش كامپيوتر است، دور تا دورش هم دزدند توى گ ... توى ميدان بار يك گونى سيبزمينى گم نمىشود، اما توى بعضى مؤسسات دور تا دور كامپيوتر است، آخرش هم كشتى آهن توى دريا با آهنهايش گم مىشود. مسأله امكانات حرف اول را نمىزند، خود آدم حرف اول را مىزند، يك آدم پيدا كنيد، يك آدم، آدم، آدم هر كجا باشد خيلى كار مىكند. آدمهايى هستند ش ... خيلى سرمايه ندارند ولى براى افراد زيادى شغل ايجاد كردند اف ... راد ...) افرادى هستند سر تا پا پولند اما هيچ خاصيتى ندارند مثل يك گاوصندوق منتهى اين گاوصندوق گوشتيه يعنى هيچ توليدى، سوزى، شورى. به هر حال من يك خورده راجع به انتخاب شغل صحبت كنم. 20 امتياز من يادداشت كردم براى انتخاب شغل كه اين، چه شغلى ايجاد كنيم البته حالا نگوييد آقاى قرائتى اصلًا شغلش اين نيست خيلى خوب حالا آن كسى كه مىخواهد شغل ايجاد كند ملاكهاى خوبى شغل را برايتان بگويم. آخر خيلى فرق مىكندها! همين جايى كه ما الآن هستيم كه مال سپاه است اردوگاه است و نمىدانم مال سپاه پاسدار است. همين جا با اينكه چند هكتار است سبزىاش را مىروند مىخرند هم زمين دارند، هم آب دارند، هم زمين دارند، هم دستشان خالى است. سبزى مىخرند چرا؟ براى اينكه رفتند چمنكارى مصرف آب زياد ولى باز پول هم دادند ما بايد فكر كنيم چى بكاريم؟ فكر كنيم چه لباسى بدوزيم؟ فكر كنيم و فكر كنيم و فكر كنيم و 24 سال است توى تلويزيونيم به ما مىگويند اين تخته سياه را عوض نمىكنى؟ مىگويم بسمه تعالى نه. مىگويند آقا وسايل مدرن آمده، مىگويم مىخواهم ثابت كنم كه مىشود 30 سال نه مىشود 50 سال با يك تخته سياه كار كرد، مىشود با يك خودكار دو تا كتاب مفيد نوشت).4- قصد قربت و جلب رضاى خدا، محور انتخاب شغل
بهترين شغلها، بهترين شغلها يكى اينكه قصد قربت بكنيم، قصد قربت يعنى واقعاً اين كار را خدا راضى است اين كار قرب به خداست. من ديشب يك نكتهاى را ياد گرفتم برايتان بگويم اين را ديشب ياد گرفتم. ديشب ساعت يك بعد از نصف شب ... يعنى نو نو است، هنوز جايى نگفتم
«اللَّهُ أَكْبَر» از اين قرآن هر چى نگاه به قرآن كنى، حرف نو گيرت مىآيد (بدست مىآورى) خسارتند آنهايى كه سر و كارشان با كتابهاى ديگر است و با تفسير نيست، قرآن يك آيه دارد مىگويد: «مَنْ يُسْلِم» كسى كه تسليم بشود، تسليم كند «وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى» (لقمان/ 22) در سوره بقره دارد كه «مَنْ أَسْلَمَ» (بقره/ 112)، «مَنْ يُسْلِم، مَنْ أَسْلَمَ»، «مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه» باز مىگويد: «وَ هُوَ مُحْسِنٌ» مىگويد: «فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» فرق اين دو تا چيه؟ «مَن» يعنى كسى كه «مَنْ يُسْلِم، مَنْ أَسْلَمَ»، «مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَه، مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ، إِلَى اللَّهِ، لِلَّه» باقىاش «وَ هُوَ مُحْسِنٌ» اين او ... آيه اول مىگويد هر كس جهتگيرى كند «يُسْلِم» فعل مضارع است يعنى در آينده هر كس از اين به بعد جهتش، كارهايش را كار خدايى قرار بدهد، انتخاب شغل، انتخاب رشته درس، انتخاب همسر، انتخاب رفيق، انتخاب، انتخاب، هر كس جهتگيريش به سوى خدا باشد «وَ هُوَ مُحْسِنٌ» آدم نيكوكار باشد، جهتگيرى فكريش هم خدايى باشد اين مىگويد: «عُرْوَهِ الْوُثْقى»، «عُرْوَهِ الْوُثْقى» يعنى ريسمان محكم اما خدا قول نمىدهدها! مىگويد اگر جهتگيرىات درست باشد طناب محكمى را دست گرفتى «وَ لِلَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ» (حج/ 41) «إِنْ شاءَ اللَّه» عاقبت به خير مىشود اما فعلًا قولى بهت (به تو) نمىدهيم فقط بهت (به تو) مىگوييم، ريسمانت محكم است، عاقبتت هم خير است اما «مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه» اين «إِلَى اللَّهِ» اين «لِلَّه» فرق «إِلَى اللَّهِ» و «لِلَّه» چيه؟ «لِلَّه» يعنى صد در صد مال خدا مىگويد: «أَسْلَمَ» فعل ماضى است يعنى كارهايش را كرد كارهايش را دربست براى خدا قرار داد. مىگويد اين ديگر اينطور نيست بهش (به او) وعده بدهيم اين ديگر «فَلَهُ أَجْرُهُ» قطعاً اجرش پهلوى خداست، قطعاً هم «خَوْفٌ» نيست، قطعاً هم قطعاً «إِلَى اللَّهِ» يعنى جهتگيرى به سوى خدا «لِلَّه» يعنى مال خدا- يك وقت مىگويى مىروم كربلا، يك وقت مىگويى كربلا رفتم، مىخواهم افطارى بدهم، افطارى دادم مىگويد كسى كه مىخواهد كار خيرى بكند اين طناب محكمى دارد اما كسى كه خودش را با خدا معامله كرد تمام شد و رفت افطاريش را داد، حرمش را رفت، درسش را خواند كسى كه كارهايش را ... آن هم «لِلَّه» نه «إِلَى اللَّهِ»، «إِلَى اللَّهِ» يعنى بسوى خدا مىرويم «لِلَّه» يعنى بسوى خدا رفتيم اين مىخواهد بگويد كسى كه كارهايش را با خدا معامله كرد اين سعادتش قطعى است. قول قطعى به او مىدهيم «فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» الى آخر.5- كار بدون توقع پاداش، بهترين پاداشها را به دنبال دارد
يك قصه مىخواهم برايتان بگويم يك صلوات بفرستيد قصه قشنگ است
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ». در قرآن سورهاى داريم بنام سوره انسان، اين سوره انسان- 29 است يا 30، سوره انسان؟- يك صلوات ديگر هم بفرستيد «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» بله، سوره انسان جزء 29 براى اخلاص مىخواهيم يك چيزى بگويم براى اينكه خسته نشويد اول تيترش را بگويم بعد اگر ... بازش مىكنم (آن را باز مىكنم). اگر شما هيچ نيتى نداشته باشى جز خدا همه چيزهايى كه خدا مىخواهد بهت (به تو) مىدهد. قصه را همه ايرانيان بلديد، تقريباً ماجرايش اينطور است اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) براى سلامتى حسنين (ع) كه مريض بودند و خوب شدند نذر كرده بودند روزه بگيرند، خوب شدند و روزه گرفتند و سه شب تا رفتند افطار كنند، يك شب در خانه را زدند، يتيم يك شب دوم يتيم يك شب سوم اسير سه شب تا مىرفتند افطار كنند در خانه را مىزدند و اينها غذاى خودشان را مىدادند به فقير و سه شب با (بگوييد) آب افطار كردند اين اصل قصه، حالا مهم نيست كه حالا ... يعنى مهم اخلاص چيه؟ قرآن مىگويد كه اين آيه مىگويند: «لا نُريدُ مِنْكُمْ»، «لا نُريدُ» يعنى اراده نمىكنيم، نمىخواهيم از شما، به فقير و مسكين كه غذا مىدادند مىگفتند نه به زبان نمىگوييم توى دلمان هم اراده نمىكنيم «لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً» نه جزاء مىخواهيم حالا «لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» (انسان/ 9) «شُكُوراً» هم نمىخواهيم، تشكر اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) غذايشان را دادند گفتند توى دلمان اراده نكنيم از شما- نمىكنيم از شما- نه جزا مىخواهيم نه شكور.خدا مىگويد حالا كه گفتى جزا نمىخواهم به تو هم جزا مىدهم هم چى؟ هم شكور. حالا ببينيد چقدر خدا چيزى داده توى اين فاصله مىگويداى فاطمه (س) اى على (ع) شما غذايتان را داديد حالا ببينيد چه مىكنم
«فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِك» (انسان/ 11) دورى از خطر در قيامت «فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ» بعد مىگويد كه: «وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَهً وَ سُرُوراً» سرور هم بهتان (به شما) مىدهيم. قيامت شما را شاد مىكنيم ديگر چى؟ «جَنَّهً وَ حَريراً» (انسان/ 12) بهشت هم بهتان مىدهيم لباس ارزش ديگر چى؟ «مُتَّكِئينَ فيها عَلَى الْأَرائِكِ» (كهف/ 31) تختهايى مىدهيم توى بهشت كه بهش (به آن) تكيه كنيد ديگر چى؟ «وَ دانِيَهً عَلَيْهِمْ ظِلالُها» (انسان/ 14) شاخههاى درختها نزديك شماست ديگر چى؟ «وَيُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَه» (انسان/ 15) مسؤولين پذيرايى دورتان طواف مىكنند هم «يَطُوف» داريم، هم «يُطافُ» مردها، پسران زيبا و خوشرو طواف مىكنند، ظرفها طواف داده مىشوند ديگر چى؟ «وَ يُسْقَوْنَ فيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبيلًا» (انسان/ 17) آبى به شما مىدهيم مزه زنجبيلهاى بهشتى دارد ديگر چى؟ «وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُون» (انسان/ 19) كسانى براى پذيرايى دور شما تاب مىخورند. «إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً» (انسان/ 19) نگاهشان مىكنى مثل لؤلؤ مثل دُرند ديگر چى؟ «وَ حُلُّواْ أَسَاوِرَ» (انسان/ 21) دستبندهاى طلا، نقره ديگر چى. دستبند نقره، لباس ابريشم سرور، پسران زيبا با ظرفهاى قشنگ، آشاميدنىهاى خوب نمىدانم شاخههاى نزديك «لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً» (انسان/ 13) نه گرما، نه سرما بهشت چى چى چى آخرش مىگويد: «كانَ لَكُمْ، إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً، إِنَّ هذا» (انسان/ 22) اين نعمتهايى كه گفتيم «كانَ لَكُمْ» هست براى شما «جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً» چى مىخواهم بگويم؟ آنهايى كه گفتند نه جزا مىخواهيم نه شكور خدا مىگويد هم جزا مىدهم گرفتيد چه مىگويم؟ اگر با خدا معامله كنى، بگويى خدايا من از آنها توقعى ندارم يك معامله با خدا بكنى، آن وقت چه، چى مىشه؟ (مىشود) چه مىشه؟ هم توى دنيا مىدهند هم آخرت. (بنده كه آدم مخلصى نيستم ولى گاهى خدا دستم را گرفته، يك ذره به اخلاص يك جايى در عمرم يكى دو بار يك كارى كردم كه شايد كمى اخلاص باشد شايد، نمىدانم. سى سال پيش من درس سطحم را خواندم درس سطح مثل آدمى كه ديپلم مىگيرد حالا بايد رشته تخصصى دانشگاه قبول كند طلبهها يك دورهاى مىخوانند تا كفايه مىگويند سطحش تمام شد حالا بايد درس خارج بخوانند درس سطحم كه داشت تمام مىشد فكر كردم چه رقم آخوندى بشويم، آخوند چ ... 30 رقم آخوند داريم از دفتر عقد و ازدواج داريم تا منبرى داريم تا نمىدانيم تحليلگر سياسى داريم، نويسنده داريم، گوينده داريم، مجتهد داريم،مفسر داريم، تاريخ شناس داريم فيلسوف داريم كدام رشته؟ من همه رشتهها را يك نگاهى كردم گفتم ما بياييم آخوند اطفال بشويم، آخوند اطفال چيه؟ گفتيم مثل پزشك اطفال 30 سال پيش اصلًا يك همچين كلمهاى نو نو بود. الگو نداشتيم بالاخره گفتيم آخر چه كتابى؟ گفتم كتاب نداريم الگو مثل كى؟ گفتم مثل هم نداريم نم نم ... نمىدانم مثل كى؟ ولى فقط مىدانم به همان دليلى كه بزرگان نياز دارند بچهها هم نياز دارند ما مىشويم آخوند بچهها. آقا دو سه تا بچه جمع كرديم با يك تخته سياه، 30 سال پيش حتى يادمه (يادم است) كه اين آقاى طباطبايى امام جمعه اصفهان مىگفت كه من يك روز آمدم كلاست ديدم تخته پاكن ندارى با آستينت تخته را پاك مىكردى و اين ش را ... آن شو مىگفت من يادم نيستاى ... بعد خودم يادم است كه يك وقت تخته پاكن نداشتم با جورابهايم تخته را پاك مىكردم يعنى ... و يك وقت يادم هست توى يك شهرى تخته سياه نداشتيم يك كارتن مقوا پيدا كرديم، پاره كرديم با ذغال يعنى از صفر به معناى واقعى. حالا كه به يك كسى مىگويى كلاس مىگويد آقا آمپلى فاير بده، كامپيوتر بده هو هو!! اينقدر مشكلش مىكنند كه نمىشود بابا كسى خواسته باشد كار بكند خلاصهاش الآن كه 30 سال تقريباً مىگذرد پنج تا ما ستاد داريم، ستاد نماز، ستاد زكات، ستاد تفسير، ستاد امام زمان (عج)، ستاد ترويج. پنج تا ستاد ما اداره مىكنيم با حداقل قيمت يعنى يك صدم پول سازمانهاى فرهنگى مىگذاريم و شايد بتوانيم بگوييم صد برابر آنها كار مىكنيم چطور شد اينطور شد؟ آن بچههايى كه من هيچ نيتى نداشتم چون اين بچههايى كه كلاس مىگذاشتيم برايشان نه پول داشتند، نه زور داشتند، آن زمان نه جزا مىخواستيم و نه تشكر حالا 30 سال آن بچهها همه ليسانس و فوقليسانس و دكتر و مهندس و حجهالاسلام شدند، آنها الآن كمك من مىكنند. ستادها را مفت مىچرخانيم هم جزا دارند هم تشكر. 30 سال پيش نه پول مىخواستيم نه شهرت. الآن هم پول داريم هم شهرت. اين تازه ما يك ميليارد، ميليارد، ميلياردم يعنى در عمرم يك بار، يك بار كار خالص احتمالًا كرده باشم، حالا مىترسم خدا روز قيامت بگويد، بگويد چرا توى تلويزيون دروغ گفتى تو كدام كارت خالص است؟ حالا، حالا حدس مىزنم ديگه و از اينكه بركاتى مىبينم كه تمام آنهايى كه آن زمانها 4 سال، 3 سال كمتر و بيشتر مىآمدند كلاس ما آنها الآن جانشان، عمرشان، پولشان در اختيار من است بدون اينكه سهم امام باشد بدون اينكه پول ماليات باشد، بدون اينكه يك مرتبه به ما بگويند يك توقعى از ما داشته باش آخر بعضى بازارىها رندند (رند هستند) يك صد هزار تومان مىدهد مىگويد آقاى قرائتى ببخشيد اين را بنويسيد كه گمرگ جنسم را آزاد كند يعنى مثل گاو مىخواهد علف بدهد كه شير بدوشد. بنده هم گفتم من حجه الاسلامم، گاو نيستم آن كسى علفش مىدهى شيرش را مىدوشى آن گاوه نه اينطورى نيست.) چى چى دارم مىگويم جوانها اگر خواستيد كارى انتخاب كنيد فكر نكنيد در آمدش چقدره، اگر كاريست مفيده م ... مشكل فرد را حل مىكند، مشكل جامعه را حل مىكند حتى مشكل يك درخت، همين درخت حديث داريم اگر يك درخت تشنهاى را آب بدهيد انگار يك مؤمن تشنهاى را آب داديد، حديث است. حتى يك گربه حتى يك مرغ و برعكس اگر يك كسى را زجر بدهى، خدا زجرت مىدهد. من نگرانم بسيارى از زجرهايى كه بعضىها مىكشند بخاطر اينكه سال تحويل ماهى را مىكنند توى تنگ چوناين ماهى بال دارد مىخواهد شنا برود تو براى كيف خودت اين ماهى را مىكنى ت ... يعنى حق شنا را از حيوان مىگيرى هميشه خدا توى تنگت مىگذارد يعنى جلوى رشدت را ... توى تنگ گذاشتى، توى تنگت مىگذارند اگر نگذارى ... اگر شما مشكلى را حل كنى مشكلت حل مىشود. قرآن مىگويد مىخواهى خدا ببخشدت (تو را ببخشد) چه كنيم خدا ما را ببخشد؟ هيچى تو هم ببخش
«وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا» (نور/ 22) فحشت داد، (به تو فحش داد)، حلال غيبت حلال هر كه ظلم بهت (به تو) كرده ببخشش آن وقت خدا تو را مىبخشدت اگر مىخواهى خدا تو را ببخشد تو هم ببخش. مىخواهى باز به شِن تو هم راه راه باز كن. مىخواهى از گير بيايى بيرون، گير مردم را باز كن. بسيار خوب. چى دارم مىگويم؟ نه جزا مىخواهيم نه شكور خدا مىگويد 10، 11 تا چيز بهت (به تو) مىدهم بهشت، باغها، لباسها، طلاها، مسؤولين پذيرايى، سرورها، تختها، ها، ها، ها، ها، چرا بهت (به تو) مىدهم «كانَ لَكُمْ جَزاءً» جزا چيه؟ گفتى: «لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً» تو كه گفتى پول نمىخواهيم، تو كه گفتى جزا نمىخواهيم جزات مىدهم تو كه گفتى شكور نمىخواهيم ... شكورتان مىدهم اين يك معامله با خداست. در انتخاب رشته تحصيلى بله گاهى وقتها آدم مىگويد آقا من بروم اين كار را بكنم كلى درآمد دارد ولى اين كار درآمدى ندارد شما يك معامله با خدا بكن البته انسان بدون زندگى نمىتواند ماديات مىخواهد براى ماديات كار نكنيم.برنامه درسهايى از قرآن سال 82، انتخابشغل(1)نرم افزار نور

طلبه ام و دیگر هیچ...